15/7/3 - 23:09
شماره مطلب : 2645
ارزیابی راهبردی

توافق بد در وین می ماند

هر توافقی که از خطوط قرمز نظام فاصله قابل توجه داشته باشد هیچ شانسی برای اجرا نخواهد داشت چرا که نظام قصد ندارد صرفا برای خوشایند امریکایی ها ارزش ها، امنیت و معیشت مردم خویش را در معرض مخاطره قرار بدهد.

مهدی محمدی، وطن امروز- مذاکرات هسته ای در روزها و بلکه ساعات پایانی خود به سر می برد. درون مذاکرات، و از مجموعه اظهارات و مواضعی که تعداد آنها به اندازه کافی پرشمار است؛ یک نکته بیشتر بیرون نمی آید و آن هم این است که عزم دو طرف برای نهایی کردن متن یک توافق در این دور از مذاکرات جزم است. تکلیف امریکایی ها البته روشن است. آنها به صراحت گفته اند رئوس آنچه را که می خواستند در لوزان به دست آورده اند و اکنون هم راهبردی جز حفظ چارچوب لوزان ندارند. بیانیه لوزان-که اکنون تردیدی نیست یک توافق بوده- کلیدی ترین هدف امریکا را که محدود سازی برنامه هسته ای ایران برای بلند مدت، ضمن حفظ فشارها و گستراندن یک رژیم بازرسی ویژه در ایران است به خوبی برآورده می کند. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که آقای روحانی به عنوان رییس جمهوری که به مردم صراحتا وعده داده در هرگونه توافق هسته ای حقوق ایران به طور کامل حفظ و همه تحریم ها برداشته خواهد شد، در این شرایط چه خواهد کرد؟ و علاوه بر این، این سوال هم مطرح است که تیم مذاکره کننده هسته ای که رهبری معظم انقلاب اسلامی آنها را با صفات شجاع، غیور، متدین و امین ستوده اند، در روزهای آینده چه تصمیمی خواهد گرفت؟

همه این سوال ها، در واقع خود مقدمه یک سوال بزرگتر است و آن هم اینکه متن نوشته شده برجام چه نسبتی با خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی یا بهتر بگویم با امنیت و معیشت ملت ایران دارد؟ آیا این توافق همان است که ادعا می شود، یا اینکه با استفاده از تکنیک هایی چون پیچیده سازی و مبهم نویسی، فکت شیت همان امریکاست که اندکی تغییر آرایش داده است؟!

اجازه بدهید پیش از بررسی جزئی تر مسئله چند نگرانی مهم را با هم مرور کنیم:

1- ادبیات مقام های دولتی بویژه شخص رییس جمهور در یک ماه گذشته مملو از کدهایی بوده که هدف از آنها ایجاد نوعی توجیه ایدئولوژیک برای توافقی است که ظاهرا خود می دانند یارای دفاع از محتوای آن را ندارند و نخواهند داشت. به راستی اگر یک توافق خوب در کار است، چه نیازی است که ماجرای صلح امام مجتبی (ع) به میان کشیده شود؟

2- گذشته از این، گوشته و کنار در این مدت مکرر شنیده ایم که برخی از آنها که اکنون متولی امورند به تلویح نزدیک به تصریح گفته اند اگر این توافق رخ ندهد، مسئولیت حل مشکلات مردم را نخواهند پذیرفت!

3- به متن مذاکرات که مراجعه می کنیم، و به اظهارات مقام های غربی و دیپلمات های ایرانی، مطلقا نشانه ای از اینکه چارچوب لوزان به منظور انطباق با خطوط قرمزی که رهبر معظم انقلاب اسلامی ترسیم فرمودند در حال اصلاح بنیادین باشد، دیده نمی شود. واضح است که اصلاح چارچوب لوزان مستلزم یک تغییر ریل اساسی در مذاکرات است که نمی توان آن را با عجله و در زمانی چنین کوتاه رفع و رجوع کرد. سوال اصلی اکنون این است که تیم مذاکره کننده هسته ای ایران به کدام چارچوب متعهد است: چارجوب لوزان که خود ادعا می کرد یک بیانیه مطبوعاتی غیرالزام آور بیش نیست یا چارچوبی که رهبر معظم انقلاب اسلامی هفته گذشته علنا جزئیات آن را اعلام فرمودند و می دانیم که از مدت ها قبل نیز به طور خصوصی به تیم مذاکره کننده هسته ای اعلام شده بود؟

4-  منشا دیگر نگرانی اظهارات مکرر مقام های امریکایی که طی آن جزئیاتی را درباره مسائلی مانند تحریم ها، تحقیق و توسعه و دسترسی و بازرسی به عنوان توافق با ایران اعلام کرده اند که حتی اگر کسری از آن درست باشد، توافق فعلی نه بد، بلکه فاجعه بار خواهد بود. سوال این است که آیا این اظهارات درست است؟ اگر بلی، که تکلیف روشن است و اگر خیر، چرا کسی آنها را اصلاح نمی کند؟

اجازه بدهید یکی دو نمونه مهم را بررسی کنیم.

در زمینه تحریم ها، آنچه از جمع بندی مجموعه اطلاعات موجود می توان دریافت این است که کلیت توافق نهایی شده چنین است:

ایران و 1+5 در 3 مقطع زمانی درباره تحریم ها اقدام می کنند:

اول- روز اعلام توافق. در این روز متن توافق از سوی دو طرف اعلام و الزامی می شود.

دوم- روز عملیات. در این روز که احتمالا با روز اعلام فاصله ای یک تا دو ماهه خواهد داشت، غرب تعلیق تحریم ها را اعلام می کند و ایران نیز اجرای تعهدات هسته ای خود را آغاز می کند. بسیار مهم است که توجه شود در روز عملیات، 1+5 صرفا تعلیق تحریم ها را اعلام می کند ولی هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت نخواهد داد.

سوم- روز اجرای توافق. در این روز که احتمالا اواخر امسال خواهد بود، اجرای اقدامات ایران پایان یافته و توسط آژانس راستی آزمایی نیز شده است. تازه در این روز است که 1+5 تعلیق تحریم ها را آغاز می کند.

سوال اصلی این است که اگر این فرمول درست باشد، آیا این همان فکت شیت امریکا نیست؟ گنجاندن یک پارامتر جدید  به نام روز عملیات در متن توافق آیا چیزی جز پیچیده سازی بیهوده و باز کردن راه برای تحقق درخواست اصلی امریکا یعنی موکول کردن تعلیق تحریم ها به زمان پایان اجرای تعهدات هسته ای ایران است؟ اصول توازن، همزمانی و بازگشت پذیری چگونه در این فرمول مراعات شده است؟ اگر ایران تعهدات خود را به طور کامل انجام داد و امریکا از عمل به آنچه وعده کرده خودداری کرد، ایران چه ابزاری برای پاسخگویی دارد؟ و گذشته از اینها، آیا این فرمول مبتنی بر اعتماد به آژانس نیست آن هم با این خوش خیالی که آژانس مسئله ای به اهمیت PMD را در زمانی کوتاه خواهد بست و ایران را ساده و آسان از اتهامی یک دهه ای خواهد رهاند؟

درباره مسئله بازرسی ها نیز نگرانی هایی مشابه وجود دارد. ظاهرا تنها چیزی که در دیدگاه امریکا تعدیل شده این است که اولا حل و فصل کامل موضوع PMD دیگر پیش شرط اعلام توافق نیست و ثانیا به روش هایی آژانس از اصرار برای دسترسی به یک فهرست مشخص از افراد و مکان ها موقتا صرف نظر کرده است تا بتواند در آینده و با توافق روی یک رژیم فراپروتکلی از دسترسی ها و بازرسی ها، فهرست هایی بزرگتر و طولانی تر روی میز ایران بگذارد. بدتر از همه اینکه نشانه ای وجود ندارد که PMD از فهرست پیش شرط های تعلیق تحریم ها برداشته شده باشد بلکه برعکس همچنان خبرهایی که از وین می رسد حکایت از آن دارد که برخی دسترسی ها به آژانس در این باره پیش از تعلیق تحریم ها ارائه خواهد شد. سوال این است که آیا رژیم بازرسی های فراپروتکلی منتفی شده است؟ آیا آژانس برای راستی آزمایی اجرای برجام در ایران به حدود خاصی محدود خواهد بود؟ آیا دسترسی و بازرسی نظامی برای همیشه منتفی است؟

نگرانی ها درباره این مسائل و مسائل دیگری از این دست به طور فزاینده ای رو به رشد است. متاسفانه دولت آقای روحانی هرگز با امریکایی ها به گونه ای مذاکره نکرده که بتواند آنها را در سطح راهبردی متقاعد کند که ایران نیازمند توافق به هر قیمت نیست و برای حل مسائل خود راه های جایگزین دیگری جز توافق را هم در اختیار دارد. این شکل از مذاکره امریکایی ها را متقاعد کرده است که می توانند هر چه بیشتر امتیاز بخواهند و هر چه کمتر امتیاز بدهند و مطمئن باشند که آقای روحانی بنای معکوس کردن این روند را ندارد.

بدترین سناریوی ممکن هم این است که تیم مذاکره کننده تصمیم بگیرد به مذاکرات خاتمه داده و یک متن مبهم و به شدت مشکوک و قابل بحث را به تهران بیاورد و به منظور تصمیم گیری روی میز مقامات بگذارد. اگر شجاعت، امانت، غیرت و تدین یک اقتضا داشته باشد، آن این است که یک متن بد در همان وین از سوی تیم مذاکره کننده رد خواهد شد و هرگز به تهران نخواهد آمد. تیم مذاکره کننده فقط برای بله گفتن خلق نشده است. اگر دولت آقای روحانی در پی یک توافق خوب است یکی از مهم ترین مهارت هایی را که باید به دست بیاورد مهارت نه گفتن است. این امر زمانی آسان تر خواهد شد که توجه کنیم امریکایی ها به این توافق سخت نیازمند هستند و در صورت شنیدن یک «نه» قاطع و صریح از سوی ایران –ولو اینکه مدتی کوتاه قهر و بداخلاقی کنند- دوباره سر میز مذاکره بازخواهند گشت. اوباما بدون توافق با ایران هیچ میراث درخوری نخواهد داشت و این چیزی نیست که بنا باشد مجانی به آن هدیه شود. محدودیت گزینه های غرب، قدرت ملی بی سابقه ایران و شرایط منطقه ای به شدت حساس به امریکا اجازه نخواهد داد که در واکنش به یک «نه» قاطع از سوی ایران، تصمیماتی بیش از حد رادیکال اتخاذ کند.

نگاه امریکا به یک توافق هسته ای، نگاه به مثابه زیرساختی است که بناست ماهیت انقلاب اسلامی را در ایران دگرگون کند. از این منظر، یک توافق خوب و رسیدن به فرمولی که حقیقتا بتوان آن را برد-برد دانست بدون شک غیر ممکن است. از حیث مذاکراتی نیز خطوط قرمزی که امریکایی ها به طور پنهان برای خویش مقرر کرده اند، به هیچ وجه امکان جمع شدن با خطوط قرمز ایران را ندارد. خروجی راهبردی این مذاکرات قابل تحریف نیست. خروجی دو سال مذاکره این است که راهبرد امریکا درباره ایران بسیار خصمانه تر از گذشته شده و دشمنی آن عیان تر گشته است. هر تلاشی برای تحریف این پیام راهبردی به شکل اعلام یک توافق، به سرعت شرایطی فوق العاده خطرناک خلق خواهد کرد. اجازه بدهید صریح تر بگویم: هر توافقی که از خطوط قرمز نظام فاصله قابل توجه داشته باشد هیچ شانسی برای اجرا نخواهد داشت چرا که نظام قصد ندارد صرفا برای خوشایند امریکایی ها ارزش ها، امنیت و معیشت مردم خویش را در معرض مخاطره قرار بدهد.

 

http://sildenafilcitrategen.com/ http://vardenafilonline.org/