15/3/30 - 03:01
شماره مطلب : 2547
ارزیابی راهبردی

بدون لغو کامل و فوری تحریم ها به تهران برگردید

اگر غربی ها با لغو تحریم ها در مذاکرات لوزان موافقت نکردند، تیم ایرانی نباید زیر هیچ توافقی را امضا کند و بهترین گزینه آن است که به تهران بازگردد و با آشکار کردن دورنمای شکست مذاکرات برای طرف مقابل، آنها را به تامل مجدد و بازنگری در گزینه های مذکراتی شان وادار کند.

مهدی محمدی، خبرگزاری تسنیم- از لابلای انبوه خبرهای مرتبط با مذاکرات هسته ای پیداست که مسئله اصلی مورد اختلاف مربوط به تحریم هاست.

ظاهرا دو طرف توانسته اند مسائل دیگر را جمع بندی کنند ولی مسئله تحریم ها همچنان موضوع چانه زنی است.

همین که مسئله تحریم ها تا آخرین ساعات مذاکرات دوام آورده، نشان دهنده اوج اهمیتی است که این ابزار برای غربی ها دارد. امریکا تحریم ها را چنان ارزشمند می داند که به هر قیمتی خواهان کمترین میزان تغییرات در آن است. این طبیعی هم هست. در شرایط بسیار پرتنش منطقه ای، که ظاهرا هیچ ابزار دیگری برای امریکا باقی نمانده، تحریم ظاهرا تنها ابزاری است که هنوز کار می کند.

اصلی ترین مطالبه تیم ایرانی در مذاکرات اکنون این است که همه تحریم ها (تحریم ها شورای امنیت، تحریم های شورای اروپا، فرمان های اجرایی رییس جمهور امریکا و تحریم های کنگره امریکا) بلافاصله پس از توافق نهایی لغو شود.

این مستلزم آن است که:

1- رییس جمهور امریکا با صدور یک فرمان اجرایی همه فرمان های اجرایی پیشین خود مبنی بر تحریم ایران را لغو کند.

2- کنگره امریکا با تصویب قانونی جدید، مصوبات قبلی خود را لغو کند.

3- شورای اروپا با صدور یک قطعنامه جدید، تحریم های اروپا را لغو کند و

4- شورای امنیت سازمان ملل با صدور یک قطعنامه جدید تحت ماده 41 از فصل 7 منشور، قطعنامه های تحریمی پیشین خود را (1696، 1737، 1747،1803، 1835و 1929) را لغو کند.

در عوض آنچه در حال رخ دادن است این است که:

1- امریکا تحریم ها را به سه دسته اقتصادی، هسته ای (اشاعه) و تسلیحاتی (مرتبط با سلاح های متعارف) تقسیم کرده و تا امروز صرفا با تعلیق دارای زمان بندی محدود تحریم های اقتصادی موافقت کرده است. در اینجا مقصود از تعلیق این است که زیرساخت قانونی تحریم ها سر جای خود خواهد ماند و صرفا اجرای این قوانین تحریم به شکل بازگشت پذیر، محدود و زمان بندی شده متوقف می شود.

2- 1+5 با پافشاری بر حفظ تحریم های هسته ای و تسلیحاتی، در واقع در پی آن است که قطعنامه های تحریم شورای امنیت را تا سال های پایانی توافق حفظ کند. این خود بدین معناست که زیرساخت حقوقی تحریم های غیر قانونی علیه ایران –از جمله تحریم های یکجانبه که عمدتا بر اساس قطعنامه 1929 اعمال شده- حفظ خواهد شد و تحریم ها به سرعت بازگشت پذیر خواهد بود.

3- امریکا برای تمدید تعلیق تحریم ها علیه ایران 2 شرط در نظر گرفته است:

اول- پای بند بودن ایران به تعهداتش طبق توافق نهایی

دوم- پاسخ به سوال های باقی مانده آژانس درباره ابعاد احتمالی نظامی

این مستقیما مساوی است با اینکه اولا PMD به عنوان مهم ترین دروغی که سرویس های غربی درباره برنامه هسته ای ایران ساخته و همه فشارها و تحریم های خود را بر آن مبتنی کرده اند، نه فقط در توافق نهایی حل نمی شود بلکه مبنای حقوقی جدیدی برای کش پیدا کردن آن هم ایجاد خواهد شد و ثانیا، این دو شرط در واقع تازه شروع بازی است. برای هر بار تمدید تعلیق تحریم ها جلب موافقت و رضایت 1+5 لازم خواهد بود، و این به این معناست که هر بار این گروه می تواند بسته به شرایط بین المللی یا مناسبات دوجانبه اعضای آن با ایران، شروط اضافی جدید برای تداوم تعلیق تحریم ها مقرر کند و ایران هم علی الظاهر چاره ای جز تمکین نخواهد داشت. ملاحظه می کنید که تعلیق تحریم ها یک امر قطعی یا لابشرط نیست بلکه مشروط به شروطی شده که عملا باب باج خواهی های حیرت انگیزی از ایران را می گشاید و باز نگه می دارد. در واقع، مکانیسم تعلیق، تحریم ها را به عنوان یک گروگان نزد امریکا حفظ می کند و در حالی که برنامه غنی سازی ایران در تعلیقی بلند مدت فرو رفته، امکان اعمال فشار مضاعف بر ایران با استفاده از مکانیسم تحریم را نه تنها از بین نمی برد بلکه تشدید هم می کند. تحریم تعلیق شده، یک امتیاز نیست بلکه ابزاری است برای کنترل رفتار ایران و مهار آن در هر زمان و شرایطی که امریکا ضروی بداند.

4- علاوه بر این، فرمت توافق نهایی به گونه ای است که در آن تعلیق هر کدام از تحریم ها با یک اقدام ایران در حوزه هسته ای معادل سازی شده است. به عبارت دیگر، جدولی از گام های متقابل تعریف خواهد شد که در آن لغو هر یک از تحریم ها به انجام یک یا چند اقدام ویژه از سوی ایران مشروط خواهد بود. چنین فرمتی بالذات یک فرآیند تدریجی ایجاد خواهد کرد و مفاهیم تعلیق یا لغو یکباره را بی معنا می کند.

5- و مهم تر از همه، مکانیسم تبدیل تعلیق به لغو در توافق نهایی یک مکانیسم به شدت نگران کننده است. تعلیق به لحاظ نظری می تواند مقدمه یا بخشی از لغو تحریم ها باشد به شرطی که شرایطی که برای لغو قرار داده می شود تعلیق به محال کردن موضوع نباشد. اطلاعات اجمالی موجود نشان دهنده آن است که امریکا پس از یک دوره زمانی بلند مدت –مثلا 10 ساله- که در آن تحریم ها صرفا تعلیق خواهد شد- به 3 شرط به سمت لغو تحریم ها یعنی صدور قانونی جدید از سوی کنگره و قطعنامه ای جدید از سوی شورای امنیت حرکت خواهد کرد:

اول- اجرای 10 ساله پروتکل الحاقی در ایران که منجر به این شود که آژانس بتواند اعلام کند هیچ مواد، تاسیسات یا فعالیت اعلام نشده ای در ایران وجود ندارد.

دوم- تعیین تکلیف موضوع برنامه موشکی ایران از این حیث که این برنامه بخشی از یک برنامه پرتاب کلاهک هسته ای هست یا نه؟

سوم- گزارش دهی آژانس در این باره که موضوع PMD حل شده است.

هر کارشناسی که ولو اندکی به تاریخ پرونده هسته ای ایران اشراف داشته باشد، با نگاهی به شروط درخواهد یافت که این شروط، شروطی برای محقق نشدن است. معنای این شروط این است که نه تنها پرونده هسته ای بسته نمی شود بلکه 3 پرونده دیگر هم به موازات آن گشوده خواهد شد که هیچ کدام از آنها جز بهانه هایی برای اعمال فشار بر ایران نیست و بنابراین اساسا غیر منطقی است که فرض کنیم مفهومی به نام «حل» درباره آنها مصداق دارد. با این شرایط، و با حجم انبوه مشکلات و رقابت هایی که میان ایران و امریکا وجود دارد، گزینه منطقی این است که بپذیریم امریکا بنای لغو تحریم ها را ندارد و تا زمانی که هماوردی راهبردی اش با ایران ادامه دارد –یعنی تا ابد- از گذار از تعلیق به لغو تحریم ها خودداری خواهد کرد.

بر اساس این موارد، نتیجه ای که باید گرفت این است که اگر غربی ها با لغو تحریم ها در مذاکرات لوزان موافقت نکردند، تیم ایرانی نباید زیر هیچ توافقی را امضا کند و بهترین گزینه آن است که به تهران بازگردد و با آشکار کردن دورنمای شکست مذاکرات برای طرف مقابل، آنها را به تامل مجدد و بازنگری در گزینه های مذکراتی شان وادار کند.

 

http://sildenafilcitrategen.com/ http://vardenafilonline.org/