13/11/11 - 17:02
شماره مطلب : 1916
ارزیابی راهبردی

چرا در ژنو توافق نهایی نشد؟

اصلی دلیل احتمالا این بوده است که دو طرف حس می کردند هنوز به معامله ای آنقدر متوازن که حس برد را به همه طرف ها منتقل کند نرسیده اند.

مهدی محمدی، وطن امروز- مذاکرات ژنو شکست نخورد بلکه بدون دست یابی به نتیجه ای که بتوان نام آن را توافق گذاشت پایان یافت. تحلیل دقیق اینکه چرا در مذاکراتی توافقی حاصل نشد مستلزم مطلع بودن از ریز مذکرات است. با اطلاعات فعلی که عمدتا بر تحلیل آنچه در منابع آشکار گفته شده استوار است، تنها می توان نتایجی کلی گرفت. برخی از این نتایج اما آنقدر مهم هست که لازم باشد اندکی درباره آن تامل کنیم.

اصلی دلیل احتمالا این بوده است که دو طرف حس می کردند هنوز به معامله ای آنقدر متوازن که حس برد را به همه طرف ها منتقل کند نرسیده اند. به نظر می رسد 4 مانع اصلی منجر به این وضعیت شده است:

1- مانع اول این است که دولت امریکا و بقیه اعضای 1+5 مایل نیستند این موضوع را روشن کنند در توافق نهایی غنی سازی 5 درصد در ابعاد صنعتی را در ایران خواهند پذیرفت یا نه. در واقع ایران خواهان آن بوده است که در همین توافق مقدماتی روشن شود که امریکا در حین مذاکره درباره توافق نهایی حق غنی سازی ایران را بالکل انکار نخواهد کرد. به نظر می رسد 1+5 مایل به تعیین تکلیف این موضوع در مقطع فعلی با حتی روشن کردن موضع خود درباره آن نیست. این امر دو دلیل می تواند داشته باشد. دلیل اول این است که امریکایی ها واقعا فکر می کنند برای پذیرش این موضوع به مذاکرات بیشتر در فضایی مثبت تر نیاز دارند که انجام برخی اقدامات اعتمادساز می تواند آن را بوجود بیاورد. این دیدگاه به عقیده من زیاده از حد خوش بینانه است. حداقل این است که اگر مشکل امریکا برای پذیرش غنی سازی در ایران نبود فضای مثبت است، می تواند همین را صریح و روشن اعلام کند اما می بینیم که مقام های دولت امریکا به طور کاملا حساب شده و برنامه ریزی شده از به کار بردن اصطلاح غنی سازی حین صحبت درباره برنامه صلح آمیز هسته ای ایران اجتناب می کنند. دیدگاه بدبینانه یا  درست تر بگویم واقع بینانه این است که امریکا اساسا قصد ندارد در توافق نهایی غنی سازی ایران را ولو در حد 5 درصد بپذیرد و پس پرده به اسراییل قول داده است که در هرگونه توافق نهایی با ایران که منجر به تعدیل اساسی تحریم ها می شود غنی سازی وجود نخواهد داشت. این موضعی است که فرانسه صریحا اتخاذ می کند و امریکا هم با آن موافق است با این تفاوت که امریکایی ها صراحت لهجه کسی مانند فابیوس را ندارند. تا وقتی که امریکا در موضع غنی سازی صفر ایستاده باشد بدون تردید هیچ معامله ای شکل نخواهد گرفت و اکنون زمانی است که امریکا باید در این مورد تصمیم بگیرد. این مسئله ای نیست که نیاز به مذاکره بیشتر داشته باشد. مذاکرات به اندازه کافی انجام شده و دیدگاه ها و استدلال های دو طرف مشخص است. آنچه اکنون باید انجام شود تصمیم گیری سیاسی است که باید در واشینگتن انجام شود نه در تهران.

2- دومسن عامل که من حس می کنم مانع نهایی شدن توافق شده این است که امریکا حاضر نیست در گام اول تعدیلی در تحریم های بانکی و نفتی اعمال کند و در گام آخر هم، امریکا باز به تعدیل تحریم ها فکر می کند نه برچیدن زیرساخت حقوقی تحریم ها. یک جنبه از موضوع برای ایران این است که وقتی امریکا در گام اول نگرانی خود را از آنچه خود نامش را توان گریز هسته ای ایران گذاشته رفع می کند – و واقعا هم امتیازهایی که ایران روی میز گذاشته امتیازهای بسیار بزرگی در این حوزه است- چرا نباید امریکا بخواهد در گام اول نگرانی های فوری ایران را که عمدتا متمرکز در تحریم های بانکی و نفتی است رفع کند؟ چرا نگرانی های فوری امریکا مهم است اما نگرانی های فوری ایران مهم نیست؟ آیا به این روش می توان به یک معامله برد-برد رسید و حسن نیت متقابل ایجاد کرد؟ بدون شک تعدیل تحریم ها در حوزه طلا و فلزات گرانبها، پتروشیمی، خودرو، قطعات هواپیما و دارایی های مسدود شده ایران بی ارزش نیست ولی چرا ایران برای امتیازهایی گرانبها به امریکا بدهد و در مقابل امتیازهایی با ارزش متوسط دریافت کند؟ چیزی که آزاردهنده تر است این است که امریکا مدام اعلام می کند تعدیل تحریم های بانکی و نفتی را برای مذاکرات نهایی نگه داشته است. سوال این است: وقتی ایران در همین توافق مقدماتی و اعتمادساز نگرانی های امریکا درحوزه غنی سازی 20 درصد، تعداد و نوع ماشین ها، همکاری با آژانس ، ذخایر مواد و ... را رفع می کند، به چه دلیل امریکا اصرار دارد که تحریم های اصلی را برای مذاکرات بعدی نگه دارد؟ در واقع اصلی ترین مسئله که عامل بدبینی مفرط در طرف ایرانی است این است که آیا امریکا تحریم بانک و نفت را نگه داشته تا در گام آخر خواهان توقف غنی سازی 5 درصد در ایران شود؟ اگر آری که تکلیف روشن است و اگر نه، پس چرا امریکا اصرار دارد که در این حوزه کوتاه نیاید و دائم آن را به مذاکرات اصلی در آینده احاله می دهد؟

3- سومین مانع این است که اکنون کاملا روشن شده گروه 1+5 به عنوان یک طرف مذاکره کنده آنقدر منسجم نیست که بتوان با آن به یک توافق نهایی رسید. تا امروز تقسیم کار درونی این گروه بیشتر مبتنی بر ایجاد مکنانیسم هایی برای فشار بر ایران بوده است گویی که اعضای 1+5 هرگز توافق با ایران را تمرین نکرده اند.

نخستین مشکل 1+5 تفاوت اهداف و خطوط قرمز آنها در مذاکرات است. امریکا اکنون بسیار عملگراتر از طرفی مانند فرانسه است که با موضوع کاملا ایدئولوژیک برخورد می کند.

مشکل دوم این است که میزان تاثیر پذیری آنها از لابی های بیرونی هم یکسان نیست. اکنون فرانسه به عنوان نماینده اسراییل در مذاکرات حاضر شده در حالی که امریکا تلاش می کند نوعی فاصله حداقلی را با آن حفظ کند.

سومین و مهم ترین مسئله اما این است که به نظر می رسد با وجود واقعی بودن برخی اختلافات، این موضوع را از حدی بیشتر نباید جدی گرفت. تحلیل واقع بینانه تر این است که فرض کنیم بیش از 20 درصد این اختلافات واقعی نیست و 80 درصد بقیه نوعی تقسیم کار پنهان میان اعضای 1+5 است که هدف از آن گرفتن حداکثر مقدار امتیاز ایران و واگذار کردن امتیازهای حداقلی است. از ابراز خشنودی کری از مواضع فابیوس در جمع خبرنگاران می توان فهمید که امریکا چندان هم از اینکه فرانسه این بار در نقش پسر بد ظاهر شده ناراضی نیست و بسا خود این نقش را به فرانسه واگذار کرده باشد. علت هم این است که امریکایی ها تصور می کنند ایران نیازمند توافق است و به شدت از به نتیجه نرسیدن می ترسد. تحت این شرایط آیا عجیب است که گروه 1+5 تلاش کند با ترتیب دادن نمایش هایی از این دست، ایران را به واگذاری امتیازهای بیشتر بویژه در دو حوزه سرنوشت مواد هسته ای و راکتور اراک واگذار کند؟ غربی ها اکنون سعی می کنند به ایران بگویند نتیجه سرسختی بیشتر به خطر افتادن مذاکرات است اما تیم ایران باید بداند امریکا هم خواهان شکست مذاکرات نیست و بنابراین نتیجه سرسختی بیشتر معامله بهتر خواهد بود. 

http://sildenafilcitrategen.com/ http://vardenafilonline.org/